شروع 5 ماهگی و هفته 21
سلام جوجوی مامانی
عزیز دلم دیروز شدی 
هفته و البته فردا میشی
ماه تموم
نصف راهو طی کردیم عزیزم
دلم میخواد این 4 ماه هم زودزود تموم بشه و بغلت کنم گل پسرم
.gif)
بابایی ازم خواست از طرفش برات مطلب بنویسم ولی من بازم قبول نکردم خوب خودش باید حرفهای دلشو بهت بگه آخه بابایی یه کم وقت نداره بیاد نت ولی در اولین فرصت خودش میاد و حرفاشو بهت میگه.gif)
راستی مامانی هر چند که مثل بقیه خانم ها نیستم ولی خوب شکمم اینقدری بزرگ شده که مجبور میشم همیشه یه شال سرم کنم و یه طرفشو رو شکمم بزارم که دیده نشه
آخه نکه من بهم نمیاد بار دار باشم
ولی احتمالا از ماه بعد دیگه مجبور بشم شلوار و مانتو گشاد تنم کنم
امروز اگه هوا خوب بود شاید با خونواده بابایی و خاله بابایی بریم روستا پیش عموی بابایی.gif)
آخه قرار شد امروز بریم و فردا و پس فردا اونجا باشیم ولی از صبح ابرهای سیاه اومدن و ممکنه هوا بد بشه.gif)
شایدم برم یه خورده اسباب بازی واست بگیرم.gif)
عزیزم این هفته رو که من شیفت بودم و سر کار بودم ولی هفته بعدی از سه شنبه تا جمعه تعطیلم و یه استراحت حسابی میکنیم




شروع 5 ماهگی و هفته 21
